تبليغاتX
کافه وطن


















کافه وطن

اینجا یک فنجان چای سرد بنوشید

 

هیچ دستوری نمی تواند مجوّز تجاوز به حقوق مردم گردد

بسمه تعالی

«وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ»

ملت عزیز و شریف ایران اسلامی
در روزهای گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجویان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زیادی از فرزندان این مرز و بوم بوده ایم تا جائیکه در آمار رسمی خبر از کشته شدن حدود بیست نفر و زندانی شدن بیش از هزار نفر داده شده است و همچنین شاهد پخش اعترافات برخی از زندانیان در رسانه های انحصاری بوده ایم که بر همه واضح است این اعترافات حداقل به علت زندانی بودن متهمین و شرایط خاص آنها از نظر شرعی، قانونی و عقلائی هیچ گونه ارزشی نداشته و ندارد؛ لکن نباید اینگونه ظلمها، آزار و اذیت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و … موجب یأس و نا امیدی در راه احقاق حق شرعی و قانونی و حاکمیت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا امیدی از رحمت خداوند خود از معاصی و گناهان کبیره است؛ خلاف وعده نصر و پیروزی قرآن به مسلمانان نیز می باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ».

و چگونه چنین نباشد حال آنکه علی رغم تمام سانسورهای خبری، از محدودیت سایت های خبری گرفته تا تعطیلی روزنامه ها و دستگیری فعالین رسانه ای و سیاسی و حتی قطع پیام های کوتاه، آگاهی عمومی و جهانی از وقایع اخیر روز به روز در حال افزایش است، که خود نتیجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ایران است. امید آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقاید دینی آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوری اسلامی همراه با درایت، متانت، آگاهی بخشی و آرامش و امنیت و استفاده از قانون اساسی به معنای واقعیش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه یابد که استقامت شرط موفقیت است و چگونه چنین نباشد حال آنکه کاندیدهای معترض به مسئولین انتخابات و روند و نتیجه آن و نظر شورای نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای کروبی (دامت افاضاته و برکاته) و یا در بیانیه دوست مکرم، مؤمن و یار باوفای امام امت (سلام الله علیه) جناب آقای مهندس موسوی (دام عزه و توفیقه) آمده است؛ از نظر سیاسی و قانونی مشروعیت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفی می نمایند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زیادی از مردم از شبهات پیش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمایت های مردمی، می تواند موجب ناکارآمدی دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقی و مدنی شود.

در پایان به تمام نیروهایی که باید حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر می دهم که هیچ فرمان و دستوری نمی تواند مجوّز و عذری برای تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصیت و ذنب لایغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق فی معصیة الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و یا قتل گردد که مستوجب خذلان دنیوی و عذاب اخروی است.

یوسف صانعی
۱۲/۴/۱۳۸۸
۱۰رجب المرجب۱۴۳۰

+نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت12:56توسط بهنام صابر نعمتی | |

 

ضرغامی ؛‌ کسی که فرق بین کوچه و خیابان را نمی داند

جناب آقای ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما که در جریان اتفاقات و رخداد های پس از انتخابات اظهار نظر خاصی نکرده بود ، بالاخره و بعد از فروکش کردن نسبی این اتفاق ها دهان گشوده تا سخن بگوید. سخنانی که گویا پیش از این یا جرات به زبان آوردن آن را نداشته و یا مصلحت در سکوت می دیده. اما حالا و بعد از هفته ها سکوت سخنانی را بر زبان جاری ساخته که بیشتر ای این که منطقی باشد ، نشان از چشم های بسته رییس صدا و سیما دارد و گوش هایی که گویی تا کنون پنبه در آن فروکرده بود.

ضرغامی در اظهارات اخیرش درباره آنچه وی «اتفاقات ناگوار پس از انتخابات » خوانده ، این اتفاقات را دلیلی بر «موفقیت آینده کشور» دانسته است و گفته است : دنیا در این انتخابات مشاهده کرد که دشمنان با بهانه ای که فراهم شد، تمام مدل ها یی که برای نابودی انقلاب داشتند را هزینه و خرج کردند، اما موفق نشدند و در همین یکی دو روز نیز بسیاری از این دشمنان عقب نشینی کردند و پیغام دادند که ما قصد دخالت در امور داخلی ایران را نداشتیم و در مدت کوتاهی دست آنها رو شد.

همین جا باید از جناب ضرغام (گویا بین مقامات به این نام معروف است) پرسید که بر کدام مبنا و قانون و دلیل می توان «اتفاقات ناگوار پس از انتخابات» را مقدمه ای برای «موفقیت کشور» دانست ؟ چگونه است که کتک زدن مردم که البته شما آنها را حامیان نامزد معترض می خوانید ، کشور را به موفقیت می رساند؟

بعد این که جناب آقای ضرغامی گویا تنها دست پخت های سازمان تحت امرشان را نگاه می کنند و برای کسب اطلاع هم که شده خبرهای خارج از ایران را پی گیر نیستند تا ببینند در روزهای گذشته کشورهای مختلف دنیا چه مواضعی در مقابل ایران گرفته اند.

آقای ضرغامی در ادامه بیانات گوهربار خود گفته که «دشمنان فکر می کردند با رسانه ها یی مانند صدای آمریکا، صدای انگلیس و فیس بوک و نظایر آن و با چهار تا آشوبگر در میدان ها می توانند به انقلاب صدمه بزند.

معلوم نیست هدف جناب ضرغامی از بیان این قسمت از سخنان چه بوده !؟ آیا ایشان مظورشان این بوده که صدای آمریکا و انگلیس و فیس بوک در آن حد و اندازه نیستند که به انقلاب صدمه ای بزنند . از کرامات شیخ ما چه عجب ! مشت باز کرد و گفت یک وجب ! جناب آقای ضرغامی اگر قرار باشد بعد از گذشت 30 سال از انقلاب چند شبکه خبری و سایت اجتماعی به آن لطمه بزنند که باید به خیلی موارد شک کرد . اما موضوع مهم این جاست که چرا شبکه هایی که نام بردید و سایت هایی نظیر فیس بوک و توییتر در جریان های اخیر مورد توجه مردم قرار گرفتند . البته خود بهتر از دیگران می دانید که چرا ! اما باز شنیدن آنها بد نیست.

نقش صدا و سیما در جریان های اخیر چگونه بود؟‌ در روزهای نخست که انگار نه انگار در شهرهای این مملکت خبری هست ! خبرهای صدا و سیما همه نوع خبری پخش می کردند به جز خبر راهپیمایی مردم و اعتراض ها . تا روز دوشنبه و آن حضور حمایتی و میلیونی ملت . البته اگر کسی در آن روز کشته نمی شد باز صدا و سیما سکوت اختیار می کرد ! اما آن روز مردم دیدند که چه کسانی کشته شدند و چه کسانی بر مردم حمله ور شدند . دیدند که چرا راهپیمایی میلیونی و چند ساعته در دقایق آخر به یک آشوب خیابانی مبدل شد و چه کسانی مسئول آن بودند . همین جا بود که صدا و سیما دست به کار شد و سناریویی نوشت مضحک و خنده دار از حضور آرام مردم در خیابان ، که البته از آنها با نان اغتشاش گر یاد می شد !  

روزهای بعد هم همین بود ! تلویزیون تحت امر شما هر گونه که میل شما و برخی نزدیکان شما بود خبر می خواندند و تصویر پخش می کردند و بیشتر وقت ها تصویری نداشتند که پخش کنند . اما همان زمان سایت ها و شبکه های خارجی پر بود از تصاویر واقعی که از ایران برایشان مخابره می شد ! و مردم هم به دنبال دیدن و شنیدن واقعیات بودند. شما بودی چه می کردی ؟ می نشستی و اخبار 20:30 را به مجری گری خبرنگار پیشین کیهان می دیدی ؟!

پس بی شک شما مقصر تغییر رویکرد مردم از صدا و سیما به شبکه های کشورهای دیگر هستی و نه افراد دیگر و شما باید پاسخگو باشید که چرا چنین عمل کردید که مردم منتظر باشند آخرین اخبار را از دهان افرادی چون نوری زاده بشنوند که در دروغ گویی و خیال پردازی استاد است و صاحب سبک !

آقای ضرغامی شمایی که می گویید «مقام بالای وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که این انقلاب انقلاب موبایل است » ، از قطعی موبایل ها و پیامک اطلاعی ندارید انگار ! ؟ البته حق هم دارید ، به همین بی اطلاعی هم زیر نویس برنامه هایتان شماره اس ام اس بود و مجری برنامه سوالات را به نقل از پیامک های بینندگان می پرسید ! احتمالاً شما بینندگان تلوزیون را کودکانی خردسال می پندارید که محبوب ترین برنامه شان فیتیله ! جمعه تعطیله است !

جناب آقای ضرغامی چه کسانی «با استفاده از نرم افزارها و تمام فن آوری های نوین خواستند چهار تا کوچه ایران را تحت پوشش قرار دهند که بگویند این تمام خیابان های ایران است » ؟ حدفاصل میدان انقلاب تا آزادی چند کوچه است ؟ میدان ونک تا پارک وی چند کوچه است ؟ میدان هفت تیر تا ولی عصر چند کوچه است یا میدان امام خمینی که هر کدام لبریز بودند از جمعیت !؟

احتمالاً جناب ضرغامی یا در هفته های گذشته از دفتر کار خود خارج نشده که حتی جمعیت چند هزار نفری مقابل سازمان تحت امرش را ندیده و یا به کل معنی و مفهوم کوچه ! خیابان !‌ و میدان را نمی داند و نمی تواند از هم تشخیص بدهد ! و دم از فن آوری و نرم افزار می زند !!!  

جناب آقای ضرغامی در ادامه صحبت هایشان به تکرار توهمات خبرگزاری فارس پرداخته اند مبنی بر این که « برخی تصاویر ساختگی مثل مرگ همان خانم (ندا آقا سلطان)را به نمایش گذاشتند و بعد آقایی به نام آرش حجازی در این زمینه جوسازی کرد و اکنون نیز گم و گورشده و پیدایش نیست را به راه انداختند!»

ایشان همچنین از خاطرات مشترکشان با سفیر ونزوئلا تعریف می کنند که «او تعریف می کرد که در دور دوم انتخابات این کشور نیز همچین صحنه ای نظیر مرگ آن خانم را در آن کشور به راه انداختند و این سناریو هم در آنجا پیاده شد و می خواستند بگویند که رای آقای چاوز هم ساختگی است اما موفق نشدند».

آیا الگوی آقای ضرغامی ونزوئلا است ؟ و یا ایشان در ادامه اطلاعات کم و ناقصشان از ساز و کار  انتخابات در ونزوئلا چنین سخنانی را گفته اند ؟ دوختن آسمان و ریسمان در تهیه گزارش های مملوم از نا راستی را از کجا آموخته است ؟ از ونزوئلا ؟؟؟

رئیس سازمان صدا و سیما همچنین در اظهاراتی که گویا چندان جدی نیست گفته که « پس از انتخابات رسانه ملی وظیفه آرام سازی و جمع کردن تنش ها را به روش حرفه ای و متعهدانه پیش گرفت تا بتواند فضای آرام را به ملت بازگرداند.تلاش ما بر این بود که مشکل عمومی در کشور پیش نیاید اما برخی در ایجاد حوادث آگاهانه نقش بازی کردند و برخی نا آگاهانه در این حوادث نقش داستند.»‌

برخی از مصادیق آرام کردن و جمع کردن تنش ها به صورت حرفه ای این چنین است :‌ پخش کردن و تکرار یک تصویر از کتک خوردن یکی از برادران لباس شخصی ، البته با کاور پلنگی ! قصه پردازی از ماجرای کشته شدن ندا آقا سلطان ! زیر نویس کردن و اطلاع رسانی کامل درباره برنامه ها و تجمع های حامیان نامزد پیروز انتخابات و پوشش خبری کامل این تجمع های چند هزار نفری و بایکوت خبری تجمع های چند میلیونی و چند هزار نفری حامیان میر حسین موسوی . دعوت از اشخاصی چون جناب آقای حداد عادل و تبدیل وجه فرهنگی ایشان به یک شخصیت تند روی سیاسی ! که نشان داد که توانایی دارد به غیر از لبخند های زیبا ! در صدا و سیما داد و بیداد هم سر دهد و ...

آقای ضرغامی ادامه ریاست به چه قیمتی ؟!

+نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت17:35توسط بهنام صابر نعمتی | |

نامه و بیانیه ها :

این بار از پسر برای پدر

وقایع بعد از انتخابات و محدودیت های شدید در هفته های گذشته باعث شده تا بسیاری از فعالان سیاسی که به نتایج انتخابات اعتراض دارند به دلیل برخی تهدید ها کمتر امکان سخن گفتن در محافل عمومی را داشته باشند، اگرچه افرادی چون میر حسین موسوی ، مهدی کروبی ،‌سید محمد خاتمی و برادرش در بعضی راهپیمایی های مردم معترض به نتایج انتخابات شرکت کرده اند. اما با این حال همین افراد نیز در حال حاضر سعی می کنند کمتر حضور آشکار در جامعه داشته باشند . اما این افراد از آغاز رویه اعتراضی بهترین راه برای برقراری رابطه با هواداران و بیان نظرات خود را در انتشار بیانیه یافتند . آنچنان که میرحسین موسوی تا کنون با انتشار 8 بیانیه دیدگاه هایش را به اطلاع حامیانش رسانده و کروبی نیز از راه همین بیانیه ها مطالباتش را با نهاد های نظارتی و اجرایی در میان گذاشته است . همچنین محسن رضایی نیز این روزها با انتشار چندین بیانیه هایی بیش از گذشته در صحنه حضور دارد ، اگرچه بیانیه های سردار سابق سپاه کمتر در زمان لازم بود . اما گستره انتشار بیانیه این روزها گسترش بیشتری یافته است ، چنانکه سید علیرضا بهشتی فرزند آیت الله بهشتی نیز گلایه های خود را در نامه ای برای پدر نوشته که می توان از آن به عنوان بیانیه ای اعتراضی نام برد .  

سیدعلیرضا بهشتی که از اعضای ستاد و حامیان میرحسین موسوی اشت ، در نامه ای خطاب به پدرش از رفتارهای غیردینی و آنچه او تحجر و التقاط می نامد، گلایه کرده است.

این نامه پس از آن نوشته و منتشر شد که هفته گذشته عده ای لباس شخصی با ورود به دفتر روزنامه کلمه سبز در میدان هفت تیر که زیرنظر علیرضا بهشتی منتشر می شد، اعضای تحریریه را بازداشت کردند.

 

مشروح پسر برای پدر چنین است :

پدر، دیدی چه کردند؟

چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.

پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟

اما پدر، دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.

یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:

تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست

بالای دار رفتی و این شحنه های پیر

از مرده ات هنوز پرهیز می کنند

......

خاکستر تو را

باد سحرگان

هرجا که برد

مردی زخاک رویید 

سید علیرضا حسینی بهشتی

هفتم تیرماه 1388

+نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت19:56توسط بهنام صابر نعمتی | |

 

نقش وزارت کشور چیست ؟


چه کسی به این می اندیشید خیابان های تهران که محلی بودند برای راهپیمایی ها و تجمع های که حتی طی آنها شیشه ای ترک برنداشت و صدایی بلند نشد ، روز شنبه صحنه چینش نیروهای مسلح ، صدای فریاد باشد و رنگ خون بگیرد . دوشنبه هفته گذشته برای نخستین بار حامیان میرحسین برای اعتراض به برخی موضع گیری ها درباره خودشان به میدان انقلاب آمدند و تا آزادی راهپیمایی کردند تا بطور کلی حساب خود را از برخی آشوب طلبان و اغتشاش دوستان جدا کنند تا دیگر به عنوان حامیان میرحسین به آشوب محکوم نشوند . بماند که بعد از اتمام این تجمع چه اتفاقاتی افتاد و چه کسانی با اسلحه به مردم حمله و شلیک کردند و متاسفانه چند تن از همشهری هایمان کشته شدند . این تجمع های آرام اگرچه روز سه شنبه و با برخی تحرکات می رفت تا مختل شود ،اما مردم مسیر تجمع را جدا کردند تا اینگونه نشود. تجمع روز چهارشنبه از میدان هفت تیر تا ولی عصر بار دیگر نشان داد که هیچ یک از تجمع کنندگان به دنبال اغتشاش نیستند و آرامش را دنبال می کنند و رسیدن به حقشان را در این راه می جویند. چنین اتفاقی روز پنج شنبه در میدان امام خمینی هم تکرار شد تا این بار حامیان موسوی با تجمع در این میدان برای کشته کشته شدگان تجمع روز دوشنبه به سوگ بنشینند و بار دیگر درخواست های خود را مطرح کنند و اعتراض های خود را نسبت به انتخابات ریاست جمهوری را به گوش مسئولان برسانند. مورد نخست درباره این تجمع ها این است که حامیان موسوی برای برگزاری تمام این چند تجمع با تمام تلاش به دنبال دریافت مجوز از مراجع مرتبط بودند ، تلاشی که چندین مرتبه از سوی وزارت کشور نادیده گرفته شد و مردم را برآن داشت که با نگاهی به قانون اساسی بدون مجوز در چنین تجمع هایی شرکت کنند.


این درخواست مجوز برای تجمع حامیان میرحسین موسوی درحالی از سوی وزارت کشور بارها رد شد و مورد موافقت قرار نگرفت که روز پنجشنبه حدود 100 تا 150 نفر با نام دانشجو توانسته بودند برای تجمع درمقابل ساختمان دادستانی تهران و به منظور بیان درخواست دستگیری فرزندان هاشمی رفسنجانی از مراجع مجوز درخواست کنند و خبرگزاری های هایی چون فارس و خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی خبرهای مربوط به آن را منعکس کردند. در تجمع اعتراضی روز سه شنبه هفته گذشته هم دیدیم که صدا و سیما چگونه به نقل از تمام نامزد های ریاست جمهری مردم را به حضور در اعتراض میدان ولی عصر دعوت می کرد . موضوعی که همان زمان از سوی میرحسین موسوی و مهدی کروبی تکذیب شد و دلیلی شد تا حامیان آنها در میدان ونک تجمع کنند.
اما روز شنبه درحالی که پیش تر از سوی مجمع روحانیون مبارز درخواست برای تجمع داده شده بود ، با دیگر با این درخواست مخالفت شد و درحالی که پیش تر اعلام شده بود تجمع در میدان انقلاب تا آزادی خواهد بود ، این محدوده و خیابان های منتهی به آن محلی شد برای حضور گسترده نظامیان . از ساعات اولیه صبح شنبه به مغازه داران خیابان انقلاب و آزادی و خیابان های منتهی به آنها از سوی نیروی انتظامی و اداره اماکن دستور داده شد تا مغازه های خود را تعطیل کنند. همچنین اداره ها و شرکت های این محدوده تعطیل و تخلیه شد. میدان های امام حسین ، فردوسی ، انقلاب و آزادی رنگ نظامی گرفت و مردم نگاه سنگین افراد باطوم به دست را به خود دیدند. چند ساعت بعد هم خیابان ها شد جولانگاه آتش و دود و گاز اشک آور . شد جایی که برخی فرار می کردند و برخی با فریاد و اسلحه های سرد و گرم تهدیدشان می کردند . بیش از دو تن نباید در کنار هم می ایستادند و کسی نباید به سمت میدان های آزادی و انقلاب می رفت.
هفته گذشته و این هفته مردم و خیابان ها دو صحنه کاملاً متفاوت را دیدند . اما سوال اینجاست که چرا ؟ چرا وزارت کشور و فرمانداری تهران به عنوان مراجع قانونی تلاش نکردند با صدور مجوز برای یکی از این تجمع ها بعد قانونی به آن بدهند. اهالی میدان و خیابان فاطمی چطور جمع 150 نفری دانشجویان معترض را دیدند و جمعیت چند صد هزار نفری و میلیونی حامیان موسوی و معترضین به نتایج رای گیری را ندیدند؟ چرا خود با علم به این که مردم معترض به دنبال بیان خواسته های خود هستند و منتظر اجازه وزارت کشور نخواهند شد ، سعی نکردند با صدور مجوز حضور خود را در این صحنه پر رنگ تر کنند و خود مدیریت بحث تجمع ها را به دست بگیرند ؟ نه تنها این اتفاق نیافتاد ، بلکه دوستان ساکن در وزارت کشور قبل هر تجمع آن را غیر قانونی می خواندند و بعد از آن نیز شرکت کنندگان در تجمع را قانون شکن می نامیدند ! آیا غیر از این است که چنین موضع گیری از سوی وزارت کشور به عنوان مجری اصلی انتخابات می تواند به بی اعتمادی مردم و معترضان دامن بزند ؟
کام تلخی که با چند حبه قند شیرین می شد ، با خوراندن خربزه و عسل به دلپیچه ای تبدیل شد که حالا درمان آن سخت تر و نیازمند زمان بیشتری است.

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت13:10توسط بهنام صابر نعمتی | |

 

اعتراض هایی دیگر ...

 

بعضی وقت ها ! نه ! بهتره بگویم خیلی وقت ها لازم نیست آدمی کلامی بگوید . حرفی بزند با واکنشی نشان بدهد که مصداق در بوق و کرنا کردن باشد و بیشتر از این که تاثیر گذار باشد ، اثر تخریبی داشته باشد . در روزهای اخیر با همه رخدادهایش ، اتفاقات جالبی افتاد . که یکی از مهمترین آنها راهپیمایی و تجمع های همراه با سکوت حامیان موسوی بود که از سوی بسیاری از کارشناسان بلوغ سیاسی و اجتماعی مردم ایران شناخته شد. اگرچه برخی عوامل معلوم الحال و شناخته شده که به نام دفاع از دولت و نظام سعی در به آشوب کشیدن این تجمع های آرام داشتند ، اما حالا این اعتراض ها جنبه های جدید دیگری هم پیدا می کند و در حوزه هایی چون گرافیک هم انعکاس داشته . این پوستر هم انعکاسی است از راهپیمایی آرام حامیان میر حسین موسوی ...

آخرین بیانیه میرحسین موسوی درباره تجمع های آرام روز پنج شنبه

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت14:9توسط بهنام صابر نعمتی | |